تبليغاتX
رهگذر

رهگذر

اجتماعی.سیاسی و...

استقبال گسترده از طومار اینترنتی علیه توهین به مقدسات 

در فضای اینترنتی کشاکش بین مسلمانان و طرفداران کاریکاتوریست دانمارکی درجریان است. طرفداران روزنامه دانمارکی، طوماری الکترونیکی تنظیم کرده اند و تلاش می کنند احساسات جهانی را برای حمایت از خودشان تحریک کنند. در جبهه مقابل، طوماری که دانشجویان ایرانی به تازگی تنظیم کرده اند  با تلاش و تبلیغات گسترده خود آنها درحال جمع کردن امضا است. آنها در متن این طومار از مجامع بین المللی خواسته اند با توجه به اصول حقوق بشر دست از حمایت از توهین کنندگان به مذاهب بردارند.  گرچه تلاش دوسه روزه دانشجویان باعث شده طومار آنها، فعالترین طومار اینترنتی در سطح جهانی شود و طومار حامیان کاریکاتور به درجه هفتم نزول کند اما همچنان حامیان کاریکاتوریست دانمارکی جلوترند: حدود 34000 امضا پای متن آنهاست و طومار مسلمانان تا ساعت تنظیم این خبر 31000 امضا دارد. شما برای شرکت در این حرکت و محکمتر کردن جبهه مسلمانان می توانید به آدرس اینترنتی زیر مراجعه کنید و امضای خود را به این شمار اضافه کنید.

www.petitiononline.com/islamic

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 14:4  توسط مطهره شفیعی  | 

چند روزه منم مثل تعطيلات رسمي عاشورا و تاسوعا تعطيل بودم چون چيزي براي نوشتن نداشتم و يا به حرمت امام حسين(ع) ترجيح دادم انتقادي نكنم.اما ديگه نمي‌تونم خودمو نگه دارم.

مامانم با يك انجمن كه ويژه بيماراي ام اسي است همكاري مي‌كنه يعني صبح علي الطلوع آژانس مي‌گيره به خونه بيمارا مي‌ره تا به اونهايي كه پول خريد داروهاي سرسام آورو ندارند،كمك كنه(خدا بهش اجر بده).

بعضي موقع ها چيزهايي از اين بيمارا تعريف مي‌كنه كه دل آدم مي‌ريزه و اشكش درمي‌ياد.چند وقت پيش مي‌گفت:مادر پيري چون از عهده نگهداري پسر جوونش كه بر اثر اين بيماري فلج شده بود،بر نميومد،جلوي چشماي اون مي‌گفت كه فردا پسرمو مي‌برم آسايشگاه مي‌ذارم.

مامانم مي‌گفت پسره با نگاهي غريب به مادر پيرش نگاه مي‌كرد اما هيچي نمي‌گفت.مي‌دونست كه فقر اين سرنوشتو براش رقم زده.

مامانم مورد ديگري رو تعريف مي‌كرد كه پدري براي شانه خالي كردن از بار خريد داروهاي گران قيمت زن و دختر مريضشو تو يك زيرزمين نمور و رطوبت زده ول كرده يا مردي زنشو براي اين بيماري طلاق داده(لعنت به اين نامردها)

قصدم از تعريف كردن اين قضايا اين بود كه مي‌خواستم بگم واقعا امام حسين راضيه كه ميليون‌ها تومان خرج نذري بشه در حاليكه برخي در فقر دست و پا مي‌زنن و خانواده‌هاي زيادي به اين دليل از هم مي‌پاشه؛به خدا گناه از اين بالاتر نيست كه وقتي مي‌تونيم با پولي دل يك خونواده رو شاد كنيم،اونو به حلقوم يك عده بريزيم كه هيچ وقت سر گشنه زمين نذاشتن.بخدا نذری واجب تر از درمون یک بیمار نیست.امام حسینم این نذرو قبول می کنه.

همین دیگه !!امسالم گذشت اما امیدوارم  سال دیگه نذرای حسین پسند داشته باشیم.

انتهای پیام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 15:53  توسط مطهره شفیعی  | 

ديروز جمعي از بسيجيان در اعتراض به توهين روزنامه دانماركي در مقابل سفارتخانه اين كشور تجمع كردند و به اصطلاح خودشان بعد از ساعتي آنجا را اشغال كردند.

در نگاه اول اين اعتراض ستودني است.اما آيا راه بهتري براي اعتراض وجود نداشت.ديروز علي اصغر از من پزسيد كه اگه حوزه شما(حوزه شمال تهران جبهه مشاركت) بخواد نسبت به توهين به ساحت مقدس پيامبر اكرم (ص) اعتراض كنه،پيشنهاد تو چيه؟من فكر كردم و گفتم از بچه‌ها مي‌خوام كه يك وقتي از سفير اين كشور بگيرند و پس يك ربع اعتراض آرام نمادين در مقابل ساختمان اين سفارت،با سفير دانمارك درباره دلايل اعتراض خود گفت‌وگو مي‌كنيم و در نهايت مي‌خواهيم كه از اين پس شاهد اينگونه بي حرمتي به ائمه مقدس براي ايرانيان نباشيم.

از سويي نمي‌تونيم خودمون رو گول بزنيم كه توهين به ساحت مقدس پيامبر امري مذموم و نابخشودني است اما نبايد از اين مساله براي رسيدن به اهداف سياسي خود استفاده كنيم.اگه مي‌خوايم زهر چشم از كشورهاي اروپايي براي گزارش پرونده هسته‌اي به شوراي امنيت بگيريم،بايد مردانه اين ‌كار را بكنيم.به نظر من فرصت طلبي اينچنيني از مقدسات تفاوت زيادي با اقدام روزنامه دانماركي نداره.

ديروز به علي گفتم كه فرض چشم پوشي از سو استفاده از مقدسات براي رسيدن به اهداف سياسي،زماني اين حركت موفقه كه كشور دانمارك عكس العمل شديد متقابل نشان ندهد .

راستي ديروز يك مساله به نظرم خيلي جالب اومد،پس از پايان جو گرفتگي بسيجي‌ها،نيروي انتظامي از طريق بلندگو اظهاراتنسنجيده‌اي رو مطرح كرد:دوستان خحسته نباشيد،از همه شما متشكريم.ديگه بريد به هيات‌هاتون برسيد.

اين يعني همكاري نيروي انتظامي با بسيجيان .يعني رسيدن دستور از بالا.يعني حمله دولت ايران به خاك دانمارك، يعني تبعات بين اللملي،يعني......

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 13:36  توسط مطهره شفیعی  | 

معاون دانشجويي وزارت علوم در پيشنهادي از صدور مجوز 6 ماه به نشريات دانشجويي خبرداد و جالب اينكه مديركل حراست وزارت علوم مسوليت بيان اين پيشنهاد را به عهده گرفت.

طرح اين پيشنهاداز سوي زارعي خبر از وجود شبهات امنيتي دارد و نمي‌توان به سادگي از اين مساله چشم‌پوشي كرد. زارعي كنترل و نظارت بيشتر بر محتواي نشريات دانشجويي را عاملي براي طرح اين پيشنهاد از سوي معاون دانشجويي وزارت علوم عنوان كرد كه هر روزنامه نگاري مي‌تواند بدون كوچكترين زحمتي به سستي اين دلايل پي ببرد.

با شناختي كه از مسولان جديد وزارت علوم وجود دارد و علم به عدم قدرت آنها در تصميم گيري‌هاي اينچنيني ،مطمئنا نهاد يا شخص ثالثي به مانند هميشه در پشت پرده خواهان كنترل دانشجويان است.

متاسفانه طرح اين پيشنهاد نسنجيده در زماني كه منافع ملي و امنيت كشور به دليل مسايل هسته‌اي در خطر است،نه تنها مفيد نيست بلكه باعث مي‌شود نظام جمهوري اسلامي در آستانه 27 سالگرد انقلاب خود پشتوانه آزاد انديش و جسور دانشجويي را از دست بدهد.

به رراستي اگر هدف آقايان كنترل نشريات دانشجويي است،آيا آنها پس از 6 ماه و اخذ مجوز دايم ،نمي‌توانند به چاپ مطالب خلاف بپردازند البته هدف آقايان از اين پيشنهاد، مطنئنا نمي‌تواند جلوگيري از خطاي نشريات دانشجويي باشد چراكه به گفته مسوول خانه نشريات در سال گذشته تنها 2 درصد نشريات دانشجويي توقيف دايم يا موقت شده‌اند و 98 درصد آنها مشكلي نداشته‌اند.

پس بهتر است در اين برهه حساس به جاي افزايش فشارهاي امنيتي بر دانشجويان به فكر اعتمادسازي با آنها بود و با حذف اخذ مجوز، به دانشجويان اجازه داده شود كه در راستاي اهداف آرمانخواهانه خود كه همان شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي(استقلال،آزادي،جمهوريت،دموكراسي و...)است 96به انتشار نظرات و ديدگاه‌هايشان بپردازند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 22:13  توسط مطهره شفیعی  | 

چند روز پيش تو تلوزيون مصاحبه بختيار رو نشون مي‌داد.به علي گفتم:مي‌دوني اگه عكس بختيارو بدون زير نويس به من نشون مي‌دادند،نمي‌دونستم كيه.شايد مي‌گفتم يكي از اعضاي فسيل شده نهضت آزاديه.

امروز سر كار يك دفعه ياد اين مساله افتادم از چند تا از همكاراي هم سن و سال خودم پرسيدم كه قيافه  بختيار چه جوريه؟ نمي‌دونستند. واقعا براي خودم و نسل خودم تاسف خوردم كه داعيه‌دار تاريخ اين كشوريم.

خودم و هم‌نسلامو مقصر نمي‌دونم البته كوتاهي كرديم اما كوتاهي اصلي از جانب آقاياني است كه عكس شاه،بختيار،فرح و.... را به مثابه حرام معرفي كردند و گذاشتند كه تنها شعارهايي مانند: بختيار،نوكر بي‌اختيار،مرگ بر شاه و...جزيي از تاريخ در ذهن ما بشه  .

نمي‌دونم چرا نگرانم.مگه تاريخ اين كشور به غير از من و امثال من بايد سينه به سينه به نسلهاي بعد منتقل بشه؟پس من به نسل بعد چي‌بگم؟بگم نمي‌دونم نخست وزير دهه پنجاه ايران كي‌بوده ،چي كار كرده .چه جوري مرده و....

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 14:45  توسط مطهره شفیعی  | 

۱- خودم هم دچار خود سانسوری شدم. می دونم اگه مطالب قبلیمو بخونید که در نهی خودسانسوریه بهم می خندید اما مجبور بودم. متاسفانه تو این زمونه حتی دردو دل با خودتم هزینه داره،از خیلی از دوستان خواستم مطلب آخرمو بخونن ،خوندن اما هیچ نظری نذاشتن،به جز یک نفر.بقیه شهامت بیان آنونچه که بارها درگوشی به من گفتن رو نداشتن.حق هم داشتن زندگی خرج داره و نباید از نون خوردن می یفتادند.

۲- می گن پرونده هسته یی ایران امشب به شورای امنیت ارجاع یا گزارش می شه.گیج شدم. واقعا تو سر مسولان چی می گذره؟چرا با ملتشون صادق نیستند. مگه ما از اونا توقع زیادی داریم؟ آقایان ملتشونو چی فرض کردند؟آقای لاریجانی چرا شفاف نمی گه  تو مذاکراتی که با کشورهای امثال هند و چین وروسیه می کنه چقدر ازشرف این ملتو پایمال میکنه؟

نمی خوام تصور تحریم و جنگو بکنم .هنوز با شنیدن صدای بلند شدن و فرود یک هواپیمای بی خطر مسافربری استرس بدی بهم حاکم می شه.تازه این اثرات جنگ روی منه که زمان پایان جنگ با عراق تنها ۶ سال داشتم ،وای به حال بزرگترا.

چند بسیجی رو می شناسم که رفتار متعادلی ندارن و با کوچکترین حرفی از کوره در می رن.یک روز که با مادر یکیشون حرف می زدم،می گفت که زمان جنگ و پناه گرفتن تو زیر زمین اثرات بدی روی پسرش گذاشته و از اون موقع رفتارهای عصبی بدی از خودش بروز می ده.

آقایان ما هنوز آمادگی تحریم وجنگ رو نداریم.حرفم این نیست که خاک و شرف کشورمون برام مهم نیست اما جدا از ضررهای اقتصادی ناشی از این لجبازی و به قول شما قلدری باید منتظر باشید که نسل بعدی نسلی روانی و عصبی بشه و بیشترین ضرر اون رو نه آمریکا بلکه خودتون می بینید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 19:46  توسط مطهره شفیعی  | 

{{خطر گرايش به مسيحيت جامعه و بويژه دانشگاهها را تهديد مي‌كنه.۱۲ هزار نفر در سال گذشته به مسيحيت گراييده اند.}}

اين ‌ها اظهارت يزدي،نوه شهيد مطهري است كه ديروز تو جمع دانشوران دانشگاهي گفت.

بعد از اين كه از جلسه برگشتم خيلي به اين مساله فكر كردم: گراييدن به دين ديگر.

راستي چرا بعضي اوقات ما مسلمونا اينقدر بسته فكر مي‌كنيم و چرا زماني كه بچه‌هامون بزرگ مي‌شن با معرفي اديان مختلف به خودشون اجازه انتخاب دين و مسلكشون را نمي‌ديم.مطمئن هستم با معرفي درست اديان هيچ كدوم از ما ديني به جز اسلام رو انتخاب نمي‌كنيم .

به محض رفتن به كلاس اول فقط كتاب قرآن و ديني رو به ما مي‌دن و تا دوره راهنمايي اصلا نمي‌فهميم كه ديني به جز اسلام هم وجود داره.از اون دوره به بعدم تو كتاباي معارف اونقدرمسيحيان و يهوديان و ...را در آتش جهنم مي‌كنيم و اونها را عامل بدبختي خودمون معرفي مي‌كنيم كه ديگه از هر چي غير مسلمونه بيزار مي‌شيم.و وقتي هم كه به جواني و دانشجويي مي‌رسيم و تحول طلبي و روشنفكري تومون گل مي‌كنه‏،مي‌خوايم متفاوت از بقيه باشيم و تازه يادمون مي‌افته كه فلان مسيحي از مسلموني كه ديشب بهش فحش داده بهتره ،پس مسيحيا بهترن و از فردا پاشنه در كليسا رو در‌مياريم.اين كه نشد زندگي.

براي يك مسلمون خيلي افتضاحه كه ندونه تو تورات و انجيل چي نوشته. اين كه خوبه خيلي از ما اصلا نمي‌دونيم تو قرآن چي هست و اونو فقط براي شب امتحان با لهجه‌هاي من در آوردي و اصوات ناهنجار و فقط براي رضاي معلم و استاد مي‌خونيم.چرا نبايد تو مدارس ما دانش آموزا رو با كتب ديگر آشنا كنند؟ مگه اين كتابها رو هم خدا نگفته(كاري به تحريفاتي كه مي‌گن توش هست ندارم) اصلا تو بازار بگي انجيل يا تورات مي‌خوام به چشم متهم و گناهكار نگات مي‌كنن.

آقايون مگه شما مسلمان نيستيد؟ مگه به آيه لااكراه في دين اعتقاد نداريد. اگه تو مدارس و دانشگاهها انجيل و تورات رو هم معرفي كنيد و بدون غرض ورزي و تعصب درباره ريشه مسيحيت و يهودي‌ها توضيح بديد ديگه مسووليت مسيحي يا يهودي شدن افراد بر گردن شمانيست واون دنيا بازخواست نمي شيد.واقعا بايد از تعصب كوركورانه دست برداشت.

اگه مي‌بينيم ۱۲ هزار نفر مسيحي شدن ،چرا به اونها اشكال مي‌گيريد؟ بايد به خودمون خرده بگيريم و ببينيم دين خودمونو به چه شكلي معرفي كرديم،صبح كه از خواب پا مي‌شيم تا شب چه ظلمهايي را به اسم مسلموني به مردم مي‌كنيم،چطور چهره عبوسي كه نشانه مسلموني مي‌دونيم باعث دل چركي  اطرافيانمون شده، چطور تبعيض،رانت خواري،بي عدالتي به اصطلاح مسلمان نماها دل بعضي‌ها رو از مسلموني زده كرده ،وادار به نماز خواندن كودكاني كه هنوز نمي‌دونن براي چي بايد كله سحر از خوابشون بزنن تنها گوشه خيلي كوچيكي از اتهامات ما به اصطلاح مسلموناست.

پس ما مسلمان نماها،خجالت بكشيم وبجاي هشدار دادن درباره رواج مسيحيت،خودمونو اصلاح كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 14:58  توسط مطهره شفیعی  | 

 به اين تصوير نگاه كنيد.آرامش،عشق،مهر،ياس و......رو به ذهن متبادر مي‌كنه.چقدر دلم مي‌خواست جاي اين بچه باشم.يا حداقل آرامشش به من مي‌رسيد.اونم نه براي هميشه فقط براي يك روز ،نه يك ساعت هم خوب است.

نمي‌دونم توي اين شغل خبرنگاري چي هست كه هر كي واردش مي‌شه، طلسم ميشه.ديگه استراحت،عشق و آرامش براش معنا نداره .شغل  مقدسي داريم اما چقدر دلم مي‌خواست از محدوديت‌هاي انتشار خبر خلاص بشيم.امروز بچه‌ها با تعجب و خنده به هم مي‌گفتند حسين درخشان به تل آويو رفته.نمي‌خوام قضاوت كنم كه كارش درست يا غلط بوده اما هر چه باشه به قول خودش از  جواني آرزوي اين كار را داشته و خوشحالم كه يك همكار من بالاخره به خواسته خودش رسيده هرچند مي‌دونه كه بايد ناملايمات زيادي رو بعد از اين سفر تحمل كنه.

بحث من بر سر شكستن تابوهاست،همون كه خود درخشان هم روش تاكيد كرده. تا كي‌مي‌خوايم سوالاتمونو تو دلمون نگه داريم كه مبادا فلان وزير يا فلان رييس بهش بر مي‌خوره؟  خوب بر بخوره.چرا مي‌گن از فلان وزير نبايد بپرسي مدركشو از كجا آورده؟پس وظيفه من چيه؟چرا به من مي‌گن خبر نگار ؟

جدي براي حرفه خودم احساس خطر مي‌كنم. البته اين خودسانسوري تنها مربوط به رسانه‌اي كه من توش مشغولم نيست و ۹۰ درصد رسانه رو مبتلا كرده.جدي بايد يك فكر ي كرد و يك اسم ديگه براي شغلمون پيدا كنيم.خبربيار،روابط عمومي،ميرزا بنويس و....

                                                                                 

                        

                                                                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 17:8  توسط مطهره شفیعی  | 

سلام.

خيلي وقت بود كه مي‌خواستم يك وبلاگ درست و حسابي راه اندازي كنم.خيلي خوبه كه خبرنگارا داراي سايتي براي اظهار عقايدشون باشند اما از اونجايي كه از هديه ۳۰۰ هزار توماني رييس جمهور چيزي عايد ما نشد و خبرنگاران مستقل هم بر خلاف ظاهرشان چيزي از گداهاي شب جمعه بيشتر ندارند!!! به همين وبلاگ اكتفا مي‌كنم.

تو اين وبلاگ قصد توهين ندارم اما تا بتونم انتقاد مي‌كنم.از خودم ،از هم طيفهام،از مخالفام و....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 16:2  توسط مطهره شفیعی  | 

تبلیغات رایگان