
می دونم علی اصغر هر جا باشه خیلی موفق تر از ایسنای فعلی خواهد بود اما چیزی که ناراحتم می کنه قدرنشناسی بعضی هاست .علی اصغر ۶ سال صبح و شبشو برای ایسنا گذاشت.خدا رو شاهد می گیرم خیلی مواقع برای من که همسرش بودم کم گذاشت تا کار ایسنا رو زمین نمونه اما الان یک تعارف خشک و خالی هم بهش نمی کنن که حالا نرو یا بمون. البته من به شخصه با رفتاری که بعد از رفتن فاتح عزیز با علی اصغر شد، هرگز مانع رفتنش نمی شم، حتی اگه کسی ازش می خواست هم نمی موند چون تصمیمش رو گرفته بود.
هیچ وقت دوست نداشتم گلایه هامو به وبلاگم بیارم اما ......
امروز تو وبلاگ دکتر جعفری مطلبی دیدم احساس کردم اگه بعضی آقایون ازش درس بگیرند بد نباشه:
خدایا! به من بیاموز که در بازار مکاره آدم فروشی... پیوسته خریدار دل انسان ها به بهای دل باشم! ... خدایا به من توفیق ده که در این بازار فروشندگی را نیاموزم!
پروردگارم! به من بیاموز که انسان شریف است و انسانیت ماندنی... به من توفیق ده که شرافت انسانی را به تمناهای نفس دنیازده وانگذارم!
خداوندا! به من آن شکیبایی را عطا کن که تا زنده ام بدانم که جوانمردی، سرمایه نخست راه انسانیت است... بدون آن به هیچ سرمایه ای نخواهم رسید... به من بیاموز که حتی در تیرگی دلهای کینه توز نیز، گوهر مهربانی تو نهفته است! خدایا به من توفیق ده که یابنده گوهر مهربانی از دل تاریکی باشم!
پروردگارا! به من بیاموز که بهترین انتقام از ناجوانمردی، جوانمردی است و چشم پوشی... به من توفیق ده که از سخت ترین نامهربانی ها، استوارترین دوستی ها را بسازم!
پروردگارا! به من آموختی که عشق مسیر پیروزی است... به من توفیق ده تا بندگانت را دوست بدارم
و ... پیوسته عاشق ات بمانم!
خیلی سعی کردم تیتر خبر یک جوری باشه تا به فشارهایی که به استاد تحمیل می شد اشاره بشه و فکر می کنم تا حدودی موفق بودم.
اینم یک یادگاری از استاد:
همه رفقای من، من را دوست دارند...!
و همه، با لبخند روبرویم می ایستند
همه رفقای من، دستانم را می فشارند، دست بر شانه هایم می گذارند و ... صورتم را می بوسند
همه رفقای من، از حالم جویا می شوند وقتی که سر راهی، من را می بینند
همه رفقای من روبرویم می نشینند و با من گفتگو می کنند...
و من... همیشه می کوشم تا چشمانم، رازهای دو رویی را که در برق چشمانشان می بیند، باز نتاباند... پس چشمان من نیز دو رویی می کنند...
آخر، رسم رفاقت نیست تصویر ریایی دوست را به او بازتاباندن!
همه رفقای من، به من مهربانی نشان می دهند
و من برای همه مهربانی هایشان، می میرم و فدایشان می شوم...
و به دنبال فرصتی برای خالصانه ترین هدیه های جبران هستم.
همه رفقای من، هدیه های جبران را در گنجه فراموشی گم می کنند
همه رفقای من نیز برای من هدیه هایی داشته اند... در خور مهربانی ام!
همه رفقای من در پهلویم دشنه ای را به رسم هدیه گذاشته اند!
زخم دشنه بر دلم شد بی شمار ....
اف بادا بر تو، اف ای روزگار
اما هیچ وقت موافق حجاب زوری نیستم.مگه نمی خواید برید بهشت؟ خوب ساق پا بیرون انداختنتون چیه؟ شما از من و من از آقای احمدی نژاد شکایت دارم یعنی چی میگه دخترا برن فوتبال ببینند.رییس جمهور محترم خودت به دخترت اجازه می دی بره اونجا؟؟؟می خوای محبوب شی این راهش نیست.
خلاصه هر چقدر به من بگید خشن و خشونت بار و ... من از موضعم پایین بیا نیستم.همونطور که در مسایل هسته ای کوتاه نیومدیم.من هم تو مسال عفاف زن کوتاه بیا نیستم. این گوی و این میدون.تازه الان طرفدارم پیدا کردم که به شما تذکر میدن. دمشون گرم.
قاضی زاده استاد روزنامه نگاری که زمزمه اخراج وی از دانشکده خبر در ماههای آغازین سال تحصیلی به گوش می رسید باز به این دانشکده بازگشت.
رییس دانشکده خبر اعتراض دانشجویان به رفتار خشن قاضی زاده را عامل عدم عقد قرارداد با او در ابتدای ترم عنوان می کند اما همزمانی این اتفاق با عدم عقد قرار داد دانشگاه علامه طباطبایی با نمک دوست شایعه برخورد با اساتید با سابقه روزنامه نگاری را قوت بخشید که با بازگشت قاضی زاده به دانشکده خبر این شایعات پایان یافت.
اما چه استقبالی از قاضی زاده شد.رو برد دانشگاه ورودشو تبریک گفتن و ....
راستی چرا باید با استادی که برای تمام اصحاب مطبوعات از احترام خاصی برخوردار است چنین برخوردی کرد که بعد از چند ماه مجبور به عذرخواهی و برگرداندن او کنند؟پاسخ آبروی استد را چه کسی می دهد.
لازم به ذکر است من در طول چهارسال تحصیلم یک درس با قلضی زاده داشتم که قبول نشدم.
امروز تو ایسنا اکثر بچه ها با این طرح مخالف بودند اما نمی دونم چرا من مثل همیشه ساز مخالف زدم.راست می گفتم دیگه.یعنی چی شلواراشون تا زانو بالا رفته و جای روسری یک دستمال نیم وجبی رو سرشون می اندازند؟؟ دختری گفتن،پسری گفتن، قباحت داره.
جدی می گم . شاید به من نخوره از این حرفا بزنم اما واقعیته.من دوست ندارم نسل بعدی از اینی که هستن بدتره شه.نا سلامتی کشور مسلمان هستیم اما بعضی از این دخترک ها آبروی هر چی اسلامه بردند.امروز به بچه ها می گفتم باید ساق پای اونایی که شلوار کوتاه می پوشن سوزوند( خیلی خشنم.نه؟؟؟) آخه خواهر من هر چیز حدی داره.یاد ۸ سال یش بیفت که مانتوی بالای زانو کفر بود یا اگه تومدرسه مقنعه چانه دار سر نمی کردی به خونه برمی گردوندنت.پس حالا دیگه شورشو در نیار و قبل از تذکر خواهران ارشاد حرمت خودتو حفظ کن.
از یک اصلاح طلب بعیده از این حرفا بزنه؟؟؟ یک اصلاح طلب واقعی حقیقت رو میگه هر چند تلخ باشه
