تبليغاتX
رهگذر

رهگذر

اجتماعی.سیاسی و...

اقا قسمت نیست من به باکو برگردم.دیروز ناامید از بازگشت و برای جلوگیری از دلخوری خانواده برای بازگشت به باکو به فرودگاه رفتم. پرواز ساعت ۲:۱۰ بود .هر چی نشستیم کسی نگفت بفرمایید سوار شید. از مسوول مربوطه دلیلشو پرسیدم و اونم خرابی هوای باکو را علت تاخیر دانست( چقدر خبری نوشتم)

در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم از والدین محترم که تازه به منزل رسیده بودند خواستم مرا نیز همراه خود ببرند و آن بندگان خدا مجدا به فرودگاه امام خمینی (ره) برگشتند.

البته دلم برای علی اصغر خیلی تنگ شده و  فقط به خاطر اونه که برمیگردم . راستی علی اصغر به احتمال زیاد دو یا سه شنبه میاد ایران تا با هم برگزدیم.

حاشیه: تو این ۳ هفته که تو ایران بودم بهم خوش گذشت.خیلی روزها با فریده و سعیده و سمیه و شهرزاد بعد از به فرحزاد می رفتیم و یا خونه بر و بچ دعوت میشدیم که جا داره از شهرزاد عزیز و آقای نورانی نژاد به خاطر  مراسم های افطاری خوبی که برگزار کزدند تشکر کنم.وافعا بهم خوش گذشت البته جای همسر محترم خیلی خالی بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 18:45  توسط مطهره شفیعی  | 

تبلیغات رایگان